۱۷.۹.۸۸

تیم برتون


روزی توی یك پارك
به چیز عجیب و غریبی برخوردم.
دختری رو دیدم
كه یه عالمه چشم داشت.


اون خیلی خیلی زیبا بود
(و دیدنش راست راستی تكونم داد!)
و از اونجایی كه اون یك دَهَن هم داشت،
ما شروع كردیم با هم حرف زدن.


راجع به گل‌ها حرف زدیم،
و راجع به كلاس‌های شعری كه اون می‌رفت،
و اینكه اگه یه وقت لازم می‌شد كه اون عینك بزنه
چه مشكلاتی براش پیش می‌اومد.


این خیلی عالیه كه دختری رو بشناسی
كه یه عالمه چشم داره.
ولی خیس خالی می‌شوی اگه ناگهان
طاقتش تاق شه و بزنه زیر گریه.

؛تيم برتون؛

نیایش

خدایا به فریاد رس

10 من





۱- هرچه بیشتر اوج بگیرم در نظر مردمی که پرواز را نمیفهمن . کوچکتر میشم

۲- گاهی اونقدر نگران رسیدنم که مهمترین چیز را از یاد میبرم : باید حرکت کنم تا برسم

۳- اگه فرصتها پشت در خونه من نیان . در دیگه ای میسازم

۴- اگه تمام شب رو به خاطر از دست دادن خورشید گریه کنم . ستارگان رو هم از دست میدم

۵- اگه خدا من رو به لبه پرتگاه هدایت کنه به او اعتماد میکنم . چون یا من رو از پشت میگیره یا به من پرواز کردن یاد میده.

۶- پای باغبان باغ رو خراب نمیکنه

۷- خدا رو شکر کن که تمام دعاهات مستجاب نشدن

۸- به تاریکی لعنت نمیفرستم . بلکه یک شمع روشن میکنم.

۹- موفقیت شیرینه . ولی بوع عرق تن میده.

۱۰- به فکر ۱۱ باش

۱۸.۴.۸۸

گناه

ميگي : نا اميدي گناهه

خدايا گناهكارترينم.